
علی معروفی آرانی؛ پژوهشگر حوزه صهیونیسم و یهودیت
این یادداشت به بررسی و تقابل بیانات راهبردی رهبر معظم انقلاب درباره مواجهه با القای ترس دشمن (با محوریت حادثه تاریخی اُحد) با سناریوی فرضی ورود ناو هواپیمابر آمریکایی «آبراهام لینکلن» در دوران ریاست جمهوری ترامپ میپردازد.
هدف، تبیین این است که تهدیدات نظامی خارجی اساساً یک سیگنال روانی برای سلب اراده ملی هستند و پاسخ مؤثر به آنها، مستلزم تکیه بر اصول ایمانی و اقدام عملی است.
بیانات کلیدی رهبر انقلاب (مورد استناد: ۱۳۹۷/۱۱/۱۹) سه اصل اساسی در مواجهه با دشمن را ترسیم میکند:
الف. ماهیت دشمن و تزریق دلهره
استراتژی اصلی دشمن، تزریق دلهره، ترس و ناامیدی است که عملی شیطانی و همیشگی است. تهدید نظامی خارجی، در ماهیت خود، تلاش برای ایجاد شکاف روانی در جامعه هدف است، نه لزوماً عملیات نظامی قریبالوقوع. دشمن میکوشد با نمایش قدرت، اراده جمعی را متلاشی کند.
ب. دستور ایمانی: خَوْف از حق نه از مخلوق
مؤمنین موظفاند از قدرتهای شیطانی نترسند و تنها از انحراف از مسیر حق خوف داشته باشند. این اصل به وضوح در قرآن کریم بیان شده است: «فَلا تَخافوهُم وَ خافونِ إِن کُنتُم مُؤمِنینَ» این دستورالعمل، معیار سنجش واکنش به فشار خارجی است: قدرت نظامی دشمن باید در ترازوی ایمان قرار گیرد و از قدرت ایمان کوچکتر شمرده شود.
ج. لزوم حضور فعال و عدم عقبنشینی استراتژیک
درس اُحد این است که حتی پس از آسیب دیدن، عقبنشینی استراتژیک (مانند ترک میدان یا نادیده گرفتن وظیفه) جایز نیست. هنگامی که تیراندازان از جایگاه خود به دلیل طمع به غنیمت فرود آمدند و صف مسلمانان آسیب دید، بازگشت به میدان و ادامه مقاومت، حتی با تحمل زخم، یک تکلیف بود. مؤمن باید با شمشیر مجدداً وارد عمل شود. عقبنشینی پس از زخم جایز نیست.
د. ابزارهای نوین القای ترس
ابزارهای امروزین القای ترس، شبکههای مجازی و رسانههای جمعی هستند که کار شیطان را در فضای نوین انجام میدهند. انتشار اخبار مبالغهآمیز درباره قدرت دشمن یا کوچکنمایی توانمندیهای داخلی، مصداق عملیاتی این تهاجم روانی است.
ورود ناو «آبراهام لینکلن» به عنوان نماد «دیپلماسی اجبار» و ارسال پیام روانی، مصداق عینی تلاش برای القای دلهره است. حضور یک ناوگروه قدرتمند در خلیج فارس، تلاش میکند تا این باور را القا کند که ایران «توان مقابله را از دست داده» است و «هزینه مقاومت بالاست».
پاسخ ایران باید بر اساس تزریق ایمان قوی و «حضور در میدان» و «انجام کارهای لازم» همراه باشد تا عقبنشینی استراتژیک به معنای پذیرش شکست تبلیغاتی تلقی نشود.
در این مواجهه، محاسبه صرف نظامی (که مبتنی بر توازن قواست) کافی نیست، بلکه باید محاسبه ایمانی صورت گیرد. اگر دشمن با هدف ایجاد ترس، ناو خود را اعزام میکند، پاسخ، افزایش توان بازدارندگی واقعی و نمایش عدم تأثیرپذیری روانی است.
مدیریت موفقیتآمیز این فشار و خنثی کردن نقشهی القای ترس، منجر به تقویت اراده ملی و افزایش قدرت بازدارندگی میشود، چرا که دشمن میفهمد عامل اصلی محاسبات او (ترسآفرینی) کارایی خود را از دست داده است.
استراتژی مقاومت در برابر تهدیدات نظامی خارجی، مبتنی بر شناسایی ماهیت روانی تهدید و تعهد به عمل فعال است، نه تسلیم به عامل ترس.
همانگونه که پیروزی در جبهههای نظامی مبتنی بر ایستادگی پس از آسیب دیدن (مانند واقعه اُحد) حاصل شد، پیروزی در عرصه جنگ ترکیبی نیز با حفظ روحیه و تداوم مسیر صحیح حاصل میشود. مدیریت موفقیتآمیز این فشار، زمینهساز تحقق چشمانداز امیدشده در متن سخنان رهبری است: «احساس پیروزی در دل همه مردم ایران» در آینده نزدیک، که ناشی از غلبه اراده بر ترس است.
انتهای پیام